دیوان اشعار علامه ذوالفنون حضرت آیت الله استاد حسن حسن زاده آملی (ره)

دیوان اشعار علامه ذوالفنون حضرت آیت الله استاد حسن حسن زاده آملی (ره)

لطفا ابیات را در اینجا جستجو نمایید

کلمات کلیدی

دیوان حضرت استاد علامه حسن زاده آملی

دیوان قسمت پنجم

دیوان قسمت سوم

دیوان قسمت دوم

دیوان قسمت چهارم

دیوان قسمت اول

دانی که دوست غیر خداوندگار نیست در این معاملت غم فسخ و اقاله چیست

ساقی دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

نقد جان دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

کوره عشق دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

غزل عشق دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

ایدوست دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

قصیده توحیدیّه دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

گر سرت شوق لقاء الله است ترک خود گو که رسیدی بمراد

گر سرت شوق لقاء الله است

ترک خود گو که رسیدی بمراد

طلعت دلدار دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

بیدل دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

مصطبۀ عشق دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

سروش عشق دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

حامل اسرار دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

نور ولایت دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

گرت حفظ ادب باشد مع الله شوی از سِرّ سِرّ خویش آگاه

وحدت صنع دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

بزم طرب دیوان اشعار علامه حسن زاده

بزم طرب

امشب دیوان اشعار علامه حسن زاده آملی

امشب

پیچ و تاپ دیوان اشعار

پیچ و تاپ

 

 

 

ایدل بدر کن ازسرت کبر و ریا را

خواهی اگر بینی جمال کبریارا

*******

تا با خودی بیگانه ای از آشنایان

بیگانه شو از خود شناسی آشنا را

*******

عنقای عشق قاف قرب قاب قوسین

در  زیر پر بگرفته کلّ ماسوا را

*******

در کشور دل حاکم فرمان روائی

منگر بجز سلطان یهدی من یشارا

*******

بنیوش از من باش دائم در حضورشت

تا در حضور او چه ها یابی چه ها را

*******

ای همدم کرّوبیان عالم قدس

ازخود بدر کن لشکر دیو دغا را

*******

تا از سواد و از خیال و از بیاضت

فانی شوی بینی جهان جانفزا را

*******

مرآت اسماء و صفات حق بود دل

مشکن چنین آئینه ایزد نما را

*******

گر جذبه ای از جانب جانانه یابی

بازیچه خوانی جذب کاه و کهربا را

*******

یارت دهداندر حریم خویش بارت

مر آزمون راگوی از اخلاص یارا

*******

درخلوت شبهای تارت میتوانی

آری بکف سرچشمۀ آب بقا را

*******

گوئی خلیل آسا اگر وجهت وجهی

گردد ترا راز نهانی آشکارا

*******

تسبیح گوی ذات پاک لایزالیش

بنگر ز ذرّات ثریّا تا ثری (ثرآ) را

*******

از رحمت بی انتهای خویش دارد

وابستۀ دام بلا اهل ولا را

*******

زاهد بود سودا گر و عابد اجیری

محو است و طمس و محق اصحاب وفا را

*******

گاهی ز اشراق رخ مهر آفرینش

بر آسمان جان دهد رشک ضیا را

*******

گاهی ززلف مشکسای دلربایش

آشفتۀ خود میکند احوال ما را

*******

دل درمیان اصبعین اوست دائم

از قبض و بسطش فهم کن این مدّعا را

*******

الله قد خلقتکم اطواراً  ای قوم

کیف فلاتر جون لله وقا را

*******

آئین مردان خدا تقواست تقوی

مر زوق عندالله بین اهل تقی را

*******

ره رو چنانکه مردم هشیار رفتند

راهی مبین جز راه و رسم مصطفی را

*******

گر مشکلی پیش آیدت ای سالک راه

ناد علیّاً بین ید مشکل گشا را

*******

خواهی روی اندر منای عاشقانش

بار سفر بر بند سوی کربلا را

*******

دردت اگر باشد پی درمان دردت

از چه نجویی از طبیب خود دوا را

*******

تسلیم باش و سر بنه اندر رضایش

بر بند لب از گفتن چون و چرا را

*******

ابناء نوعت را ز خود خوشنود میدار

خواهی ز خود خوشنود ار داری خدا را

*******

گفتار نیکو باید و کردار نیکو

تا در جزای این و آن یابی لقا را

*******

بیدار باش و در ره زاد ابد کوش

بگسل ز خود دام هوسها و هوا را

*******

بر آب زن اوراق نقش این و آنرا

بر دل نشان احکام قرآن و دعا را

*******

فکری بکن بنگر که ای و در کجائی

هم ازکجا بودی و میخواهی کجا را

*******

دردا که ما را آگهی از خویش نبود

ورنه بما کردی عطا کشف غطا را

*******

گر تار و پود بودم از هم بر شکافی

جز او نخواهی یافت این دولت سرا را

*******

عشق منش از گفتۀ استاد نبود

نوشیده ام با شیر مادر این غذا را

*******

تنها نه من سرگشته ام زانرو که بینم

نالان و سرگردان او ارض و سما را

*******

تنها نه من در حیرتم از سرّ انسان

بل صارفیه القوم کلّهم حیاری

*******

بیچاره ایم ای چاره بیچارگانت

جز تو که یارد دست ما گیرد نگارا

*******

عارم بود از این کلیمی اربعینم

از جود تو دارم من امّید عطا را

*******

تسخیر خود کن نجم را آنسان که کردی

 تسخیر خود مهر و مه و استاره ها را
*******
دیوان اشعار صفحات ۱۳،۱۴،۱۵،۱۶